برگ امید

برگ امید

دهه فجر مبارکباد

یا لطیف

هر کی به نوبه ی خودش یه تعبیری از انقلاب و امام عزیزمون داره . منم اینجا انقلاب رو اینطوری تعبیر میکنم .

* این انقلاب و این آزادی همون درختیه که دستای نامردا به خیال خودشون تک تک برگهاشو چیدن ... بی خبر از اینکه تک برگ امید اون درخت جون تازه ای به درخت داده و با بزرگواری و رشادتش ریشه های این انقلاب رو مستحکم کرده که ماه عسلش شده سایه بون ما *

 

+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٩:٤۸ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()

 

دههٔ فجر به روزهای ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گفته می‌شود که طی آن سید روح‌الله خمینی بعد از تبعید پانزده ساله در دوازدهم بهمن سال ۱۳۵۷ به ایران وارد و در نهایت با اعلام بی‌طرفی ارتش شاهنشاهی، سلطنت پهلوی در بیست و دوم بهمن ماه منقرض شد.

 

+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٦:۱٠ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()


این دهه فجر است گویی نوبهار

                                       وین همه مهراست از او یادگار

غصه ها رفتند و افسانه شدند

                                        ناله ها فریاد مستانه شدند

دردهه فجرامتش پیروزشد

                                        ماه بهمن ماه جان افروزشد

فجرگویی نوبهارزندگی

                                         چون چراغی در ره سازندگی

ماهمه دلداده ی رهبرشدیم

                                          تا ابد او یار و ما یاورشدیم

گفته بودم قصه دارم با شما

                                          قصه ای از ماه بهمن بچه ها

آنچه بشنیدید برآیندگان

                                           بازگویید تا بماند  همچنان


+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٦:٠٠ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()

خاطرات آفتاب

سختی‌های مبارزه علیه رزیم منحوس پهلوی از زبان مقام معظم رهبری
من بارها بازداشت شدم؛ من را شش مرتبه بازداشت کردند، یک بار هم زندان بردند، یک بار هم تبعید شدم. مجموعه این دوران‌ها نزدیک به سه سال طول کشیده است. دوره زندگی ما در آن زمان‌ها، برای ایرانی‌ها دوران بسیار بدی بود.
اولاً نکته‌ی خیلی مهمی را که امروز شاید شماها واقعاً نتوانید آن را درست تصور بکنید، این است که آن دوران، مسایل کشور- سیاست، دولت- مطلقاً برای مردم مطرح نبود؛ حالا مردم ما در کشور، وزرا را می‌شناسند، رئیس‌جمهور را می‌شناسند، آن وقتی که نخست‌وزیر بود، او را می‌شناختند، کارهای عمده را می‌دانند، در مبارزات سیاسی خیلی چیزها را خبر دارند که دولت، امروز چه اقدامی کرده و چه تصمیمی گرفته است؛ ولی آن زمان، دولت‌ها می‌آمدند و می‌رفتند و اصلاً مردم نمی‌فهمیدند!
یک نخست‌وزیر می‌رفت، یک نخست‌وزیر دیگر می‌آمد، کابینه عوض می‌شد، انتخابات می‌شد و اصلاً مردم خبر نمی‌شدند! توجه می‌کنید؟! به کل نسبت به مسایل دولت، بی‌تفاوت بودند. دولت برای خودش کارهایی می‌کرد، مردم راه خودشان را می‌رفتند، دولت راه خودش را می‌رفت، فشار روی مردم، خیلی زیاد بود و آزادی اصلاً نبود.
من یادم است که دوستی از دوستان ما از پاکستان آمده بود، برای ما نقل می‌کرد که بله، من در داخل پارک، فلان کس را دیدم که اعلامیه‌ای را به فلانی داد؛ من تعجب کردم که مگر در پارک کسی می‌تواند به کسی اعلامیه بدهد! او از تعجب من تعجب کرد؛ گفت: چرا نشود؟! پارک است دیگر، انسان اعلامیه را در می‌آورد و به آن طرف می‌دهد. گفتم: چنین چیزی می‌شود؟! این مربوط به دوران مبارزات ما بود که من دوره‌ی نوجوانی را هم گذرانده بودم؛ یعنی اختناق در ایران آن‌قدر زیاد بود که اصلاً تصور نمی‌کردیم ممکن است کسی بتواند به زبان صریح، روشن، روز روشن، جلوی چشم مردم، حرف سیاسی به کسی یا به دوستی بزند، یا کاغذی را به او بدهد، یا کاغذی را از او بگیرد! از بس فشار و خفقان بود؛ به کوچکترین سوءظن، افراد را می‌گرفتند، و به خانه‌های مردم می‌ریختند!
بارها به منزل ما ریختند و منزل ما را گشتند- منزل پدرم، منزل خودم- کاغذها و نوشته‌های من را بارها بردند! خیلی از نوشته‌ها و یادداشت‌های علمی و غیرعلمی من از بین رفته، غارت شده است؛ بردند، جمع کردند و بعد دیگر ندادند؛ یا وقتی دادند، همه‌اش را ندادند! زندگی از لحاظ سیاسی، زندگی سختی بود؛ یعنی زندگی سیاسی، بسیار زندگی سختی بود، خفقان بود آزادی نبود. من در دوره‌ی مبارزات برای جوان‌ها و دانشجوها در مشهد، مدت‌ها درس تفسیر می‌گفتم؛ به بخشی از قرآن رسیدیم که راجع به قضایای بنی‌اسرائیل بود؛ قهراً راجع به بنی اسرائیل هم تفسیر قرآن می‌گفتیم. یک مقدار راجع به بنی‌اسرائیل و یهود صحبت کردم؛ بعد از مدت کمی، من را بازداشت کردند! البته نه به آن بهانه، بی‌جهت و به عنوان دیگری بازداشت کردند، به زندان بردند.
جزو بازجویی‌هایی که از من می‌کردند، این بود که شما علیه اسرائیل و علیه یهود، حرف زده‌اید! توجه می‌کنید؟! یعنی اگر کسی آیه‌ی قرآنی را که راجع به بنی‌اسرائیل حرف زده بود، تفسیر می‌کرد و درباره‌ی آن حرف می‌زد، بعد باید جواب می‌داد که چرا این آیه‌ی قرآن را مطرح کرده است! چرا این حرف‌ها را زده و چرا راجع به بنی‌اسرائیل، بدگویی کرده است! یعنی وضع سیاسی، این گونه وضع سخت و دشواری بود و سیاست‌ها این قدر ضد مردمی و وابسته‌ی به خواست ارباب‌ها بود! البته با این دو، سه کلمه نمی‌شود اوضاع و احوال دوران اختناق را بیان کرد؛ من این را به شما بگویم که حقاً و انصافاً اگر ده جلد کتاب هم نوشته بشود و همه‌ی آنها تشریح و توصیف آن دوران باشد، باز هم نمی‌شود بیان کرد؛ و البته بعضی از حرف‌ها هست که اصلاً نمی‌شود با زبان معمول بیان کرد؛ بعضی از تصورات هست که جز با زبان ادب و هنر بیان نمی‌شود. در شعر می‌شود بیان کرد، در کارهای ادبی و هنری می‌شود بیان کرد؛ اما خیلی از آنها را در زبان معمولی نمی‌شود گفت.
منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، 14/11/76

+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٥:٥٥ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()

۱۲ بهمن روز ورود روح‌الله خمینی به ایران

در اینروز بزرگترین استقبال تاریخ در تهران برگزار شد؛ بطوری که طول جمعیت استقبال کننده از آیت‌الله خمینی به ۳۳ کیلومتر رسیده بود. در ساعت ۹:۵۰ دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن هواپیمای حامل خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. خمینی پس از ورود به فرودگاه و ایراد سخنرانی طبق برنامه‌ای که از قبل تنظیم شده بود عازم گورستان بهشت زهرا شد. خمینی در میان استقبال گسترده مردم تهران در ساعت یک بعد از ظهر وارد قطعه ۱۷ که مدفن شهدای انقلاب بود شد و سخنرانی خود را ایراد نمود.

وقایع ۱۴ بهمن

ساعت ۹ بامداد روز شنبه ۱۴ بهمن در محل مدرسه شماره ۲ علوی یک مصاحبه مطبوعاتی با حضور قریب به سیصد خبرنگار ایرانی و خارجی برگزار شد که در آن ابتدا خلاصه‌ای از نظریات آیت‌الله خمینی خوانده شد؛ سپس سوالات خبرنگاران آغاز گردید که خلاصه‌ای از پاسخ خمینی به این شرح بود:

کاری نکنند که مردم را به جهاد دعوت کنم، اگر موقع جهاد شد می‌توانیم اسلحه تهیه کنیم. دولت را بزودی معرفی خواهیم کرد. اعضای شورای انقلاب تعیین شده‌اند. از ارتش می‌خواهم هرچه زودتر به ما متصل شود. ارتشیان فرزندان ما هستند، ما به آنها محبت داریم باید به دامان ملت بیایند. قانون اساسی که تدوین شده به آراء عمومی گذاشته می‌شود تمام اتباع خارجی بطور آزاد در ایران زندگی خواهند کرد.

 

تعیین دولت موقت

خمینی در روز ۱۶ بهمن طی فرمانی مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر موقت تعیین و معرفی کرد. عصر همان روز در سالن سخنرانی مدرسه علوی یک مصاحبه مطبوعاتی بین‌المللی ترتیب داده شد، در این جلسه بازرگان برنامه و وظایف دولت موقت را تشریح کرد و افزود برگزاری همه پرسی درباره تغییر رژیم، برگزاری انتخابات مجلس موسسان و انجام انتخابات مجلس از وظایف این دولت است.

راه‌پیمایی ۱۹ بهمن

روز نوزدهم بهمن ماه بزرگ‌ترین راه پیمایی انقلاب صورت گرفت. در قطعنامه پایانی راه پیمایی نخست وزیری مهدی بازرگان توسط تظاهرکنندگان تایید شد.

وقایع ۲۰ بهمن

در روز ۲۰ بهمن ماه که مصادف با روز جمعه بود، مردم در دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند تا سخنرانی رییس دولت موقت را استماع نمایند. در همین هنگام در غرب تهران درگیری شدیدی صورت گرفت؛ عده زیادی از افراد گارد شاهنشاهی به پادگان همافران نیروی هوایی حمله بردند و به محض آغاز درگیری آنان عده زیادی از جوانان وابسته به جناح‌های مختلف به نفع همافران وارد صحنه درگیری شدند. این درگیری خونین ده‌ها نفر کشته و مجروح بر جای گذاشت ولی در نهایت همافران توانستند حلقه محاصره نیروهای گارد را بشکنند.

وقایع ۲۱ بهمن

روز بیست و یکم بهمن ماه روز نبرد مسلحانه همه جانبه مردم و نیروهای دولتی بود. درگیری خونین مردم و لشگر گارد در این روز به اوج خود رسید؛ و جنگ تانک‌ها با مردم مسلح باعث کشته و زخمی شدن صدها نفر شد. آیت‌الله خمینی تهدید کرد در صورت عدم جلوگیری از کشتار لشگر گارد حکم جهاد خواهد داد. در اینروز چندین کلانتری توسط گروههای مسلح مردمی تسخیر شدند که در نتیجه آن مقادیر زیادی اسلحه به دست مردم افتاد. در همین روز فرمانداری نظامی تهران اعلامیه شماره ۴۰ را انتشار داد؛ بموجب این اعلامیه رفت و آمد مردم از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۵ بامداد ممنوع اعلام شد. در پی اعلامیه مزبور اعلامیه دیگری صادر و منع عبور و مرور تا ساعت ۱۲ بامداد تمدید شد. مردم عملاً مقررات حکومت نظامی را باطل ساختند و تا صبح در خیابان‌ها با ایجاد حریق و راه بندان‌های متعدد مانع حرکت قوای نظامی می‌شدند.

وقایع ۲۲ بهمن

در این روز به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد. در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.

تصمیم شورای عالی ارتش

ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۲ بهمن شورای فرماندهان نیروهای مسلح در ستاد مشترک تشکیل گردید. نظامیان حاضر در جلسه عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، عبدالعلی نجیمی، احمدعلی محققی، عبدالعلی بدره‌ای، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب اللهی، عبدالمجید معصومی، جعفر صانعی، اسدالله محسن زاده، حسین جهانبانی، محمد کاظمی، خلیل بخشی آذر، علی محمد خواجه نوری، پرویز امینی افشار، امیر فرهنگ خلعتبری، محمد فرزام، جلال پژمان، منوچهر خسروداد، ناصر فیروزمند، موسی رحیمی لاریجانی، محمد رحیمی آبکناری و رضا وکیلی طباطبایی. ریاست شورای عالی ارتش بر عهده عباس قره باغی بود. پس از گزارش فرماندهان نیروها از وضعیت موجود بحث پیرامون همبستگی ارتش با مردم آغاز شد؛ اکثرا موافقت خود را اعلام نمودند و سرانجام اعلامیه‌ای مبنی بر بی طرفی ارتش تهیه و بامضا رسید. پس از تصمیم شورای عالی، ساعت یک بعد از ظهر خبر تصمیم شورای عالی ارتش در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته شد. رادیو ایران برنامه عادی خود را قطع و اعلامیه را قرائت کرد. لحظه‌ای بعد نیروهای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم سلطنتی پهلوی از صدا و سیما اعلام شد.

مراسم دهه فجر

هرساله در طول دهه فجر مراسم و یادبودهای زیادی توسط دولت و طرفداران نظام جمهوری اسلامی انجام می گیرد. برخی از این مراسم که معمولا با بودجه های سنگین دولتی و سازمانی برگزار می شود در ادارات دولتی، وزارتخانه ها، مدارس، و خیابان ها انجام می گیرد. صدا و سیما معمولا به پخش آهنگ‌ انقلابی و تصاویر منتخب روزهای انقلاب ۱۳۵۷ ایران می پردازد.

همچنین جشنواره فجر که بزرگترین جشنواره دولتی فیلم، تئاتر و موسیقی ایران است معمولا در طول دهه فجر برگزار می شود.

در مدارس کودکان کلاس‌های درس را با نوارهای رنگی، پرچم و عکس روح‌الله خمینی و سیدعلی خامنه‌ای تزئین می‌کنند.

 

+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٥:٤٠ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()

دستاوردهای شگرف انقلاب اسلامی

* تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و خدمات آن

* مأموریت

* وظایف

* نقش سپاه در امنیت ملی و مقابله با جریان‌های برانداز

* حفاظت از شخصیت‌ها، بعد از ترورهای سال‌های 58-62

* نقش سپاه در جنگ تحمیلی و دفع تجاوز

* نقش سپاه در فن‌آوری‌های نظامی و توانمندی‌های دفاعی

* نقش سپاه در بازسازی و سازندگی کشور

* مشخصات فنی سد کرخه

* اصلاح و اسلامی شدن قوانین جزایی

* تحول در رسانه ی ملی

* برچیده شدن کاباره ها، کنار دریاها و قمار خانه ها

* مقابله با فساد مالی و اقتصادی

* اثبات عدم جدایی دین از سیاست

* ارتش در کنار اسلام و مردم

* پایه‌ریزی اقتصادی مبتنی بر قوانین اسلام

* حمایت‌های همه‌ جانبه از حقوق زنان

* ایجاد زمینه های وحدت بین شیعه و سنّی

* انقلاب ایران را عزیز کرد

* گسترش مخابرات، تلفن و پُست

* احیاء شأن و منزلت معنوی زنان و دختران

* استقلال و ضداستعماری شدن دانشگاه‌ها

* قطع دخالت آمریکایی‌ها در امور نظامی ایران

 

برای مشاهده ی متن کامل موضوعات به ادامه ی مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب

+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٥:۳٤ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()

دل نوشته هایی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی

* یادها و خاطره ها

* عید ظفر

* آشتی با صبح

* جمهوری اسلامی

* غزل بهمن

* خورشید حقیقت

* فجر انقلاب

* ریشه‌های کار کشته

* صفحه‏ای زرین

* چشمه نور

* اشراق شرق

* آن بزرگ مرد تاریخ

* معجزه انقلاب

* رحمت و منت حق به نام انقلاب

* بوی بهار

* در انجماد ثانیه‏ها...

* و صدای اذان بلال زمان آمد

* روز خدا

* بشارت بهار

* شهر در قلمرو شب بود ... آمدی!؟

* خورشید تبعیدی که آمد ...

* فجر آزادی،‏ خوش‏آمدی!

* فجر صادق انقلاب

 

برای مشاهده ی متن کامل موضوعات به ادامه ی مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب

+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٥:۳۱ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()

رویدادهای دوران انقلاب

* رویدادهای 12 بهمن 1357

* رویدادهای 13 بهمن1357

* رویدادهای 14 بهمن1357

* رویدادهای 15 بهمن1357

* رویدادهای 16 بهمن1357

* رویدادهای 17 بهمن1357

* رویدادهای 18 بهمن 1357

* رویدادهای 19 بهمن1357

* رویدادهای 20 بهمن1357

* رویدادهای 21 بهمن1357

* رویدادهای 22 بهمن1357

 

برای مشاهده ی متن کامل موضوعات به ادامه ی مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب

+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٥:۳٠ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()

علل پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم منحوس پهلوی 

* شخصیت امام خمینی رحمت الله علیه

* نیروهایی که آتش انقلاب را روشن کردند

* فلسفه سیاسی امام خمینی رحمت الله علیه

* شتاب روند فساد و استبداد

* فساد از استبداد پیشی گرفت

* ضعف و بی‏کفایتی شاه

* آمریکا و انقلاب ایران

* تحلیلهای عوام پسندانه

* راهی که به بن بست می‏رسید

* کارتر و بحران ایرانژ

 

برای مشاهده ی متن کامل موضوعات به ادامه ی مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب

+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٥:٢٩ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()

 

برای مشاهده بقیه ی عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ساعت٤:٥٠ ‎ب.ظتوسط المیرا کیا | نظرات ()